محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
269
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
و بخاطر اين فقير مىرسد كه [ بباى تازى « 21 » ] بايد . پالوده - معروف « 22 » مثالش انورى گويد : بيت ز آنكه پالودهء سر كويست * امتحانش كن و فرو پالاى و نيز پاك كرده از غش باشد . مثالش شمس فخرى فرمايد : بيت ز پردههاى ز جاجيش راوق عنبى * مهابت تو بنيروى تيغ پالوده و حكيم سنائى نيز گويد : بيت زر آلوده كم عيار بود * زر پالوده پايدار بود پژه - [ بفتح باء و ضم زاى فارسى ] همان پژوه مرقوم . و در فرهنگ [ بكسر باء ] آورده . پاليده - يعنى تفحص و تجسس « 1 » كرده . مثالش سراج الدين راجى گويد : شعر جهان را سرا پاى پاليدهام * بفضل و « 2 » هنر چون تو كم ديدهام [ و بمعنى ] صاف كرده و صاف شده باشد و در ادات الفضلاء بمعنى افزوده نيز آمده « 3 » . پاره - معروف « 23 » و نيز رشوت باشد . مثالش حكيم عنصرى گويد : شعر هر آنجا كه پاره شد از در درون * شود استوارى ز روزن برون و سوزنى نيز گويد : بيت قاضى دعوى مرا نشنود * تا نبرم سوى زنش پاره كير و در فرهنگ بمعنى تحفه نيز آورده و به اين بيت ناصر خسرو متوسل شده : بيت به از نيكو سخن چيزى « 4 » نيابى * كه زى دانا برى بر رسم پاره و قسمى از درم را نيز گويند در بلاد روم . مثال اين معنى و معنى اول را فضولى بغدادى در مطايبه گويد : بيت اكثر پسران شهر بغداد * كانند نهان و آشكاره كونى كه از آن درستتر نيست * باشد به دو پاره يا سه پاره و بمعنى قسمى از حلوا نيز باشد كه شكر پاره نيز گويند « 24 » مثال اين معنى ناصر خسرو گويد : بيت علمى بمزه چو قند بشنو * بىعيب چو پارهء سمرقند پزيده - [ به وزن گزيده ] بمعنى پخته باشد . پله و پيله - در تحفه هر دو كرمى باشد كه ابريشم ازو بر گيرند . مثالش امير خسرو گويد : بيت پيله « 5 » كه از برگ گيا كرد نوش * برهنه بينى همه آفاق پوش و شمس فخرى بمعنى « 6 » ابريشم آورده :
--> ( 1 ) « س » : تحسين . ( متن از « ب » است ) . ( 2 ) در اصل واو نيست . ( 3 ) جملهء اخير از « ن » است ولى معنى اول شعر و شاهد كلمهء پاليده را كه نقل شد ندارد . ( 4 ) « س » : جيزى . ( 5 ) « س » : بيله . ( 6 ) كلمه در « س » نيست از « ن » و « ب » است . ( 21 ) يعنى : بگاه . ( 22 ) . چيزى كه از نشاسته پزند و با شربت قند خورند . ( 23 ) مقابل درست ، دريده ، شكافته . ( 24 ) در برهان بمعانى : قطعه و گرز آهنين و پريدن و پرواز كردن و جزو و نا دوشيزه و زاده نيز هست .